خواص بی نظیر سنگ پا+ روش استفاده

در تاریخ 20/7/1319 با نطق رئیس دانشکده آقای آندره گدار دانشکده افتتاح شد و دانشجویان به چند دسته تقسیم شدند و هر دسته در کارگاه مخصوص تحت نظر یکی از استادان معماری آقایان آرشیتکت فروغی و آرشیتکت ماکزیم سیرو و آرشیتکت رولاند دوبرول شروع به کار نمودند. بعدها مرحوم ماکسیم سیرو مدرسه جدید ایرانشهر را ساخت که من سال آخر یعنی ششم متوسطه را در این دیبرستان نوساز خواندم . او شاید تنها کسی بود که واقعا با معماری ایران آشنا بود و از معماری یزد بسیار خوب استفاده کرد و مدرسه را ساخت .

در ابتدا خانه کوچک بود و طراحی اندرونی – بیرونی داشت ، آب صدر آباد از داخل آن می گذشت که متاسفانه بعد ها خشک و خانه را از سبزی و خرمی انداخت.در وسط حیاط گودال باغچه ای قرار داشت .خانه بعدها گسترش یافت و پدرم زمین کنار آن را خرید و یک نارنجستان و یک بیرونی به آن اضافه کرد.خانه مانند دیگر خانه ها با طرح یزدی ساخته شده بود.از کریاس که وارد می شدیم راهرویی به بیرونی و راهرویی دیگر به اندرونی راه داشت.در کنار اندرونی گودال باغچه ای با فضاهای مختلف مانند پنج دری و سه دری دراطراف آن قرار داشت.بین دو حیاط ،پنج دری ها و سه دری ها دو رو بودند یعنی اتاقها به هر دو حیاط دید و راه داشتند .حیاط اندرونی ،آشپزخانه و دو صفه دیگر داشت .در حیاط جدید تر که پدرم بعدها آن را ساخت انواع سه دری و پنج دری قرار داشت .خانه دارای یک «خروجی» بود .در اطراف خروجی ،یک اتاق بزرگ و دو اتاق کوچک قرار داشت .یک بیرونی هم بعدها در کنار حیاط جدید ساخته شد.کوچ های در کنار این حیاط به باروی شهر می رسید.چاه و منبع و طویله در این قسمت قرار داشتند.فکر می کنم خانه در حال حاضر سه صاحب دارد.

خانه واقع در سه طبقه و دارای گودال باغچه بود که تمام پنجره های زیر زمینها به آن باز می شد . هر ماه دارای یک سنگ تولد منحصر به فرد است که از آن چه که فکر میکنید بیشتر و بیشتر در تاریخ سابقه دارد. بنابر این تعداد بیست نفر از داوطلبان را با شرایط فوق بطور مسابقه از ریاضیات و تاریخ و طراحی انتخاب نمودند که در روز یکشنبه اول آبان ماه با علاقه مفرطی شروع به کار نمودند . تاریخ سیاسی : تاریخ بدخشان در دوره هخامنشی و پس از آن به ویژه در آگاهی های مربوط به تاریخ باختر قابل پی جویی است.

وقتی از مدرسه می آمدیم با تعدادی دیگر از بچه های علاقمند دوربعضی از این اساتید جمع می شدیم و آنها چیزهای بسیار شیرینی می گفتند و به ما می آموختند .در آن زمان دور هم جمع شدن ممنوع بود و آژان یا پلیس می آمد و ما را پراکنده می کرد و به اساتید نیز دشنام می داد که چرا معرکه گرفته اید و بچه ها را دورخودتان جمع کرده اید . ولی صاحب باغ ما این اجازه را به من می داد و حتی بعد از ترک باغ ساختمانهای کوچکی را که من ساخته بودم خراب نمی کرد.

ظهر خسته و کوفته به عنوان اینکه در مدرسه بودم به خانه باز می گشتم .در خانه خیلی به من توجه می کردند زیرا فکر می کردند به خاطر خستگی از مدرسه است، بعضی اوقات چند روزی هم به مدرسه نمی رفتم و به گشت و گذار در بناهای قدیمی می پرداختم. درزمان کودکی تا دوره دبیرستان با اساتید زیادی در یزد آشنا بودم . دوران دبیرستان را به مدرسه ای رفتم که ابتدا اسم نداشت ولی بعدها به ایرانشهر معروف شد . گرایش به معماری از دوران کودکی در من وجود داشت .البته نمی توانم بگویم پدرم مشوق من بود.

دوران ابتدایی را در مدرسه مبارکه اسلام در محله یوزداران در نزدیکهای دروازه کوشک نو گذراندم . استاد پیرنیا وقتی مسجد را دید با دست بر سر خود کوفت و گفت: قدمت این بنا از تخت جمشید و کلیه بناهای تاریخی موجود بیشتر است، اینجا قبلا آتشکده بوده است بعد به کنیسه یهودیان، سپس کلیسای ارامنه و پس از آن در صدر اسلام به مسجد تبدیل شده است. وقتی پراکنده می شدیم به جای دیگر رفته و در گوشه ای دیگر استاد را گیر آورده و از او می خواستیم تا بر روی زمین رایمان نقشه ترسیم کند.

پس از گذشتن از یک ساباط به یک میدان گاه می رسیدیم که در داخل آن دربندی بود . حاج محمد علی استاد با سوادی بود و به او ملامحمدعلی (ممدلی) می گفتند.هرچند به اردکانی معروف بود اما در اصل میبدی بود . اساتیدی را که به خاطر دارم استاد حسن و استاد محمد علی و تعداد زیادی اساتید گمنام هستند که خدا رحمتشان کند با کمال تاسف همه آنها رفتند . این جملات بخشی از خاطرات محمدعلی مشروطه فرزند استاد محمود مشروطه است که لحظه اولین بازدید استاد پیرنیا از مسجد جامع فهرج را از زبان پدر بازگو می کند.

آثار منثور پختگی یافت و بعضی از آنها از تعلیمی یا روایی و تذکره بودن صِرف ، بیرون آمد و مباحث نظری و استدلالی در آن راه یافت و در ردیف سایر علوم قرار گرفت ، به گونه ای که شمس الدین آملی در قرن هشتم در نفائس الفنون بخشی را به علم تصوف و مباحث و اصطلاحاتش اختصاص داد ( رجوع کنید به ج ۲، ص ۲ـ ۱۲۸). قسمت شمالی زیر زمین این دانشکده را به ما اختصاص داده بودند ، نهری هم ازآنجا می گذشت که در مجاورت آن بخشی مورد استفاده ما بود.

محمدکریم پیرنیا کتب و مقالات بسیار در مورد سبکشناسی و معماری اصیل و سنتی ایرانی تالیف کرده است و بدین دلیل او را پدر معماری سنتی ایران میدانند. ولی بنا به مقتضیات در روز یکشنبه هشت آبان ماه هزار و سیصد و هفتاد و یک مدرسه نامبرده جزء هنرستان عالی هنر های زیبای باستان گردید و از روز دهم آبان ماه هزار و سیصد و هفتاد و یک در محل هنرستان نامبرده مدرسه عالی معماری شروع به کار کرد. تفصیل احوالات واردات حقایق حضرت شیخ سعد الدین را که به همه معلوم است به کتاب نشئت القدس که ازتصنیفات خود شان است معلومات خواهند کرد که همه ازبرکت فیوضات وتوجه حضرت میر محمد زیورالدین است، وهم دیگر کرامت شیخ است که بیوه زنی ازتنگی احوال خود گله ونزد ایشان نالید فرمود: که الحال چه داری ؟

ایشان به خودش «نکیز» می کرد ، یعنی روی زمین با سر انگشت و چیزهای دیگر کروکی می کشید و مسائلی را مطرح می نمود که در بحث « هنجار» به آنها اشاره کرده ام . دور آنها را خاکریزی می کرد که زمان آبیاری خراب نشوند .این کارهای من تا سال سوم و چهارم دبیرستان ادامه داشت . از این سنگ برای بهبود کیفیت زندگی، درمان عفونت، تب و پارکینسون می توان استفاده کرد.

اثر محرک بر اندامهای تولید مثل داشته، توان جسمی را زیاد کرده، ناتوانی جسمی را از بین میبرد. داروها برای دفع سنگهای صفراوی: داروهایی که از طریق خوراکی مصرف میشود، ممکن است سنگهای صفراوی را دفع کنند؛ اما ممکن است ماهها یا سالها طول بکشد تا سنگهای صفراوی شما را از بین بروند و اگر درمان متوقف شود، ممکن است سنگهای صفراوی دوباره ایجاد شوند. درجه سختی این سنگ، بین ۶.۵ تا ۷ میباشد. همانگونه که می دانید در یزد آب بسیار با ارزش است .در آن وقتها حتی برای آب ، نزاع هایی سختی در می گرفت.

به دلیل سختی خوب و چند رنگی در آن، این گوهرسنگ از جمله بهترین گوهرها از برای حجم تراشی است. برای تشخیص سنگ کلیه راههای متنوعی وجود دارد، از جمله این راهها میتوان به سونوگرافی اشاره کرد، در سونوگرافی کلیهها و مثانه و مجاری ادراری معمولاً وجود یا عدم وجود سنگ کلیه تشخیص قطعی داده میشود و پزشک در صورت وجود سنگ کلیه به سمت درمان پیش میرود. از جمله آنها مثلثهایی است که مرحوم دکتر هشترودی معتقد بود آنها در ریاضیات غرب و شرق مورد بحث قرار نگرفته اند و قرار بود با مرحوم دکتر درباره آنها کار کنیم که متاسفانه ایشان مرحوم شد.

ایشان همه کار می کردند خدا رحمتشان کند هم نقاش و هم معمار بودند .در یزد کتابها را مریانه می خورد و ایشان کتابها را طوری ترمیم می کردند که تشخیص صفحه های ترمیم شده از اصل بسیار سخت بود. محله ای که خانه ما در آن قرار داشت یعنی محله یوزداران منبع آثار با ارزش معماری بود.در این قسمت تا دروازه مهریز بیشتر آثار زیبای یزد مانند مسجد جامع قرار دارند و من روزی چهار مرتبه از کنار آن می گذشتم و به عبارتی دیگر «نمی گذشتم» یعنی وقتی به آنجا می رسیدم بی اختیار مدتی آنجا را تماشا می کردم و از همه قسمتهای آن لذت می بردم.

در این مکان یزدیها باغهایی کرایه می کردند و مدتی در آنجا اقامت می نمودند. وقتی ما در آنجا بودیم در کنار نهرها ، قناتی کوچک ، با سوراخ کردن زمین می ساختم و آن را به نهر اصلی وصل می کردم .وقتی آب از قنات آفتابی می شد آنجا ساختمانی کوچک می ساختم . در لغت نامه دهخدا آمده است ((خاتمکار کسی است که پاره های استخوان را در چوب با نقش و نگار بنشاند)) و خاتم به این طریق تعریف شده که ((نشاندن پاره های استخوان با نقش و نگار در چوب)) شکل آفرینی در خاتمکاری بیشتر بر پایه گلهای کوچک و ستاره های درخشان چند پر استوار است که از مواد مختلف تشکیل یافته است .

کل کار به شکل یک ماکت کوچک در می آمد. امپریال جیدایت (Ahya Kyauk Stein) : در بالاترین کیفیت ممکن ، به رنگ سبز خالص درخشان یافت می شود و به طور انحصاری آن را برای سنگ گردنبند به کار می رود. این سنگ ۳۱ کیلوگرم در ابتدا وزن داشت که بعد از تراش به ۳۱ هزار قیراط معادل ۶ kg کاهش یافت این سنگ نیز همانند توپاز ماربلا در موزه کلکسیونی سلطنتی Programa در اسپانیا نگهداری می شود. کریستال های با ارزش و باکیفیت رنگهایی چون صورتی، قرمز سیر و سبز بوده و به علت چند رنگی قوی در جهات مختلف کریستالوگرافی تراش آنها باید به گونه ای باشد که سطح اصلی یا تاج موازی محور اصلی کریستالو گرافی قرار گیرد.

دیدگاهتان را بنویسید